بی تو از تو می نویسم
بی تو ای همیشه در یاد
بی تو ای همیشه زنده
لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت
سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت
بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگ و بارم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد
مژده روییدن آورد
تقدیم به او که تنها راهی این دیار است
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۸۵ ساعت 9:43 توسط sohrab
|