دلم برات تنگ شده

بدون اراده متولد می شویم

با حیرت زندگی می کنیم

و سپس با حسرت می میریم

اما آنچه هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.

میدونی چیه دوست داشتنه تو، تو ی قلب من جا داره هیچ کس نمیتوتنه تور از قلبم بگیره . فکرشو بکن . من دوستی مثل توندارم که منو مثل خودم درک کنه .دلم برات خیلی تنگ شده واسه دیدنت لحظه شماری میکنم .

برای دلم

1-     بخشیدن کسی آسان است ، اما اینکه بتوان دوباره به او اعتماد کرد ، داستان کاملاً متفاوتی است.

2-     باکسی باشید که از شما کینه به دل نگیرد ، حرف نزدن با شما را طاقت نیاورد ، وبترسد از روزی که شمارا ازدست بدهد. 

3-     سکوت همشیه به معنای رضایت نیست . گاهی یعنی ، خسته ام از اینکه مدام به کسی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند ، توضیح دهیم.

قهوه نمکی

اون دختر رو توی یک مهمونی ملاقات کرد، خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند؛ اما خودش خیلی ساده بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد. آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد؛ اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد. توی یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد،  “خواهش می کنم اجازه بده برم خونه

یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد، “میشه لطفاً یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام.” همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد؛ اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید. دختر با کنجکاوی پرسید، “چرا این کار رو می کنی؟” پسر پاسخ داد، “وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی ام  می افتم، زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برا والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند.” همینطور صحبت می کرد، اشک از گونه هاش سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش. مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه کهعاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره… بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاه دورش، بچگیش و خونوادش. مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود.

اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن. دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه: خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد، پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند….هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست که با اینکار حال می کنه.

بعد از چهل سال، مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت، ” عزیزترینم، لطفا منو ببخش، بزرگترین دروغ زندگی ام رو ببخش. این تنها دروغی بود که به تو گفتم— قهوه نمکی. یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس داشتم، در واقع یک کم شکر می خواستم، اما هول کردم و گفتم نمک. برام سخت بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم، چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم… حال من دارم می میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم، من قهوه نمکی رو دوست ندارم

چون خیلی بدمزه است… اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون تو رو شناختم، هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم.

یه روز، یه نفر ازش پرسید: “مزه قهوه نمکی چیست؟” اون جواب داد: “شیرینه

بن بست

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

دل تنگي

خيلي ناجور به قول بچه ها دلم برات تنگ شده خيلي خوت ميدوني منظورم چي فقط خودت ميدوني تو بگو چكار كنم با دلم چكار كنم . هميشه تو تموم لحظات زندگيم بيادتم .

 

نقاط ضعف :

ياد بگير كه در زندگي ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاد كني .راز موفقيت در زندگي داشتن امكانات نيست ، بلكه استفاده از ( بي امكاني) به عنوان نقطه قوت است .

خدايش ما ادمها اگه تلاش كنيم به هرچي كه بخوايم مي رسيم  امتحان كن ضرر نميكني

 

بدحالي

امشب خيلي حالم بد بود حوصله رانندگي نداشتم ماشين رو گذاشتم پارگينگ با تاكسي اومدم خونه منم كه حوصله نداشتم راننده  نميدونم چي شد راننده گفت كه دنيا دو روز داره از اون استفاده درست كن تفريح بكن جواني بكن ولي هيچ وقت از رقابت  عقب نيفت .

خدايش قشنگه نه زندگي اگه رقابت نبود  ارزش نداشت فكرشو بكن زندگي بدون رقابت چي ميشده

نزديك بود يادم بره دوست دارم  هميشه بيادتم  

تشكر

امروز فهميدم كه تو (شما) بهترين دوستي هستي كه مي خوام براي من تاابد بموني ونجواي براي من هم نفس باشي .

خدارا شكر كه بايد زمين رابشويم وپنجره ها راتميز كنم :

                                                                  اين يعني من خانه اي دارم .

خدارا شكر كه سر وصداي همسايه ها را مي شنوم :

                                                                 اين يعني من تواناي شنيدن دارم .

خدار را شكر كه اين همه شستني واتو كردني دارم :

                                                                 اين يعني من لياس براي پوشيدن دارم

 خدا را شكر كه من نفس دارم كه گويم خدايا شكرت كه تورا دارم.

 

 ميدوني چي عزيزم  بعضي وقتها دلم واسه خدا مي سوزه نخنده فدات بشم آخه خدا تنهاست

داغون :

تاحالا داغون شدي تاحالا به پوچي رسيدي دلم پر نيست ولي فكر ديگه سراغم مياد منم حالا داغونم چند روزه داغونم ، فكر ندارم خودم ميدونم چه مشكلي دارم فقط دل تنگم دلم براش تنگ شده خيلي اونم خودش ميفهمه ولي نمي خواد به روش باره مهم نيست مهمه اينه كه من داغونشم من بيادشم من بي خوابشم .حال فهميدي داغون شدن يعني چي؟ اگه خونديش پس بدون كه داغونتم فقط خوم ميدونم به خدا جونم

خاطره :

مي خوام از خاطره برات بنويسم فكر نكني خاطره اسم دوستم بود نه اينجوري نيست خاطره يعني زندگي يعني اينكه به گذشته فكر كردن منظورم اينه .

ميدوني  خدا چه نعمت بزرگي رو به ما داده  بايد از خداجون به خاطره اين نعمت بزرگش ازش خيلي تشكر كنيم  خدا خيلي مهربونه .ميدوني نعمت فراموشي بهتر نعمت براي ما انسانهاست . ناراحت نشو بخدا من تو رو خيلي دوست دارم  به اندازه دنيا بيشتر ازجونم تور با هيچ كس عوض نميكنم ولي منظور اين بود فكرشو بكن ما آدمها وقتي عزيزترين كس زندگي رو ازدست بديم زبونم لاي مثل پدر، مادر، برادر، برادر زاده، دايي، عمو .......  فكرشو بكن ببين خدا چقدر مهربونه كه باعث ميشه ما اونارو به مرور ازياد ببريم .

دوست دارم خدا جون

سلا م دوست خوبم

امشب داشتم فيلم انعكاس رو مي ديدم نمي دونم ديديش يا نه ولي قشنگه از فيلم برد اشت قشنگي كردم فهميدم كه آدمها هميشه هرجا كه باشيم وهركاري روبكنيم بازم اونها رو مي بينيم توي هر شرايطي كه  باشيم ولي بايد يه كمي فكر كرد واونم سخت نيست به قول بچه ها اگه زندگي دنده عقب داشت بايه كم فكر كردن مي فيميم كه همون رو كه كاشتيم برداشت كرديم .به خودم ميگم مواظب باش از مزرعه  خودت چيز خوب برداشت كني .

 

نمي دونم چرا:

(هيچ وقت پاتو زمين نذار اگه مي زاري محكم بذار)

هميشه فكر بكن بعد كاري رو انجام بده  هر كاري كه مي خواي انجام بدي فرقي نمي كنه چه كار بزرگ چه كار كوچيك قشنگه نه شايد ولي من اينجوري فكر ميكنم .

زمين خيس بود ، ليز خوردم ، افتادم ، پام  شكست

فكرشو بكن چه الكي شكست بيخيال خودت چميكني خوش ميگذره من كه نه چون زندگي خيلي سخت شده .

به قول آقا سهراب ؟

پشت درياها شهري است               قايقي بايد ساخت

قايقي خواه ساخت                    خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد اين خاك غريب                 كه در آن هيچ كس نيست كه در بيشه عشق

قهرمانان را بيدار كند              همچنان خواهم راند

                                         همچنان خواهم خواند

   دور بايد شد ..........دور بايد شد.

سلام زندگی

میدونی زندگی به امید وابسته است اگه امید نباشه ما انسانها هیچ وقت احساس انسان بودن رو درک نمی کنیم. یعنی در کل انسان بی امید یعنی انسان بی معنی وپوچ ٰ  بعضی وقتها بشین یه گوشه با خودت فکر کن ببین چرا داری زندگی میکنی واسه چی واسه کی به امید کی . وقتی قشنگ فکر میکنی می بینی که زندگی همش امید خیلی قشنگه نه به نظرمن قشنگه حالا هرکسی نظری داری وبراش خیلی مهمه به زندگی چطور نگاه کردن . به امید دیدار وبه امید زوزای قشنگ واسه تموم انسانهای  دنیا 

سلام زندگی


سلام زندگی


سلام زندگی